تبليغاتX
♥♠♣ همیـشه تنهـا ♣♠♥
××برای داشتن تو آسمان را زیر پا گذاشته ام، تا مرغ آمین را خود از خدا بگیرم××
 

   درود بر تو اي ابا عبدالله، درود بر تو اي پسر رسول خدا، درود بر تو اي پسر امير المومنين، و پسر سيد اوصيا، درود بر تو اي پسر فاطمه بانوي زنان اهل عالم، سلام بر تو اي كسي كه از خون پاك تو و پدر بزرگوارت خدا انتقام مي كشد و از ظلم و ستم وارد بر تو دادخواهي مي كند، سلام بر تو و بر ارواح پاكي كه در حرم مطهرت با تو مدفون شدند ، بر جميع شما تا ابد از من درود و تحيت و سلام خدا باد....



* ماه محرم اومد*

ماه خون ؛ ماه غم ؛ ماه قطره هاي اشك ؛ ماه پيراهن مكشي ؛

ماه قتلگاه ؛ ماه تيروشمشير ؛ مـــــــاه عشـــــــــق ؛ ماه....  

 

ماه حسيـــــــن ؛ ماه عبّاس ؛ ماه زينب ؛ ماه رقيه ؛ ماه علي اكبر ؛ ماه علي اصغر ؛ماه هفتادو دو تشنه لب ؛

ماه غم مـــــــــهــــــــــدي فـــــــاطــــــمــــــه

  

 

 

 

اينم فقط به عشق سيّد ذاكر (پير عشق) 

در حيرتم از مرام اين مردم پَست

اين طايفه زنده كُش مرده پرست

تا هست به هستي بكشندش به جفا

تا مُرد به عزِّت ببرندش سر دست

 

+ نوشته شده در  ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط (همیشـــــــــه تنهــــــــــا) | 

 


♥♦♣گنجشک و خدا ♥♦♣

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت .
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت : می آید، من تنها گوشی هستم که غصه هایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه می دارد و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا، نشست.

فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود :
" با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست .گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگیهایم بود و سرپناه بی کسی ام . تو همان را هم از من گرفتی .این طوفان بی موقع چه بود؟
وسنگینی بغض راه بر کلامش بست.سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.

خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود, خواب بودی ؛باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند آنگاه تو از کمین مار پر گشودی . گنجشک، خیره در خدایی خدا، مانده بود.
خدا گفت : و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی.
اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود ؛ ناگاه چیزی در درونش فروریخت .
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.


 

خدايا:

من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري! پس اي خدا! هيچ مي داني كه بزرگوار آن است كه گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ، و در يك كلام ... محتــــــــــــــاج تـــــــــوام


 

الهي بياموز در آن زمان كه به تو پيوستم ، در آن هنگام كه مردم محو تماشاي بهشتند و هراسان از آتش دوزخ ، من تنها به ياد تو باشم

 

+ نوشته شده در  ساعت 5:34 بعد از ظهر  توسط (همیشـــــــــه تنهــــــــــا) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
با سلام خدمت همه عزیزان،به وبلاگ خودتون خوش اومدید.
این وبلاگ در بر گیرنده تمام احساسات من،تو و هر کسی رو که فکرش میکنی هست.
ضمنا استفاده از عکس ها و مطالب این سایت برای عاشقان مجاز و آزاد هست.
به امید روزی که هیچ پرنده عاشقی تنها نمونه.
با تشکـر : همیشـــــه تنهـــــا

نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مرداد 1385
تیر 1385
لينك بهترين ها
سایت آپلود
وب گذر
شبهاي نا آرام
ساحل غم
دریای بی ساحل
مینا
دفترچه تنهایی
غم دوري
زیر گنبد کبود
شيدا باروني
سكوت ستاره
پشت سكوت
دوسسستت دارم
چه بگویم ؟ وقتی نمی دانم چه باید گفت
ونوس
شب يلدا
رها
برو حالشو ببر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان


***هميشــــــــه تنهــــــــا***